على رفيعى
67
تاريخ زندگانى امام حسين (ع) (فارسى)
پشت سر قرار دهيم و تنها از يك جهت با اين سواران روبه رو گرديم ؟ گفته شد : كوه « ذُوحُسَمْ » « 1 » در همين نزديكى و در سمت چپ ماست و نظر شما را تأمين مىكند . امام ( ع ) راه خود را به سمت كوه كج كرد و در دامنهاش فرود آمد . سواران كوفى امام حسين ( ع ) را تعقيب كرده و در مقابل آن حضرت اردو زدند . آنان هزارنفر ، به فرماندهى « حُرِّبنِ يَزيد رياحى » بودند كه « ابن زياد » به سوى حسين ( ع ) گسيل داشته بود . « 2 » امام حسين ( ع ) از نظر نظامى - به جز نيروى انسانى - نسبت به نيروهاى دشمن در موقعيت برترى قرار داشت ؛ علاوه بر آنكه سپاه دشمن سخت تشنه بود و گرمى هوا و تشنگى فراوان ، تاب و توان را از آنان گرفته بود و امام ( ع ) مىتوانست با يك حملهء برق آسا همهء آنان را از پاى درآورد ؛ ولى نه تنها اين كار را نكرد ، بلكه چون وضعيّت رقّت بار سپاهيان « حُرّ » را ديد دستور داد آبهايى را كه از منزل « شراف » بر داشته بودند در اختيار سواران كوفى و حتّى اسبهاى آنان قرار دهند . يك نفر از نيروهاى دشمن ، عقب مانده و به زحمت توانسته بودخود را به ديگر سپاهيان برساند ، وقتى امام ( ع ) چشمش به وى افتاد برخاست و دهان مشك را گرفت و آن فرد و اسبش را سيراب كرد . « 3 » احتجاج بر كوفيان دو سپاه به فاصلهء بُرْدِ تيرى در مقابل يكديگر قرار گرفته و مراقب هم بودند . هنگام ظهر ، مؤذن سپاه توحيد بانگ اذان برآورد . حسين بن على ( ع ) درحالى كه پيراهن و ردايى پوشيده بود بين دو سپاه قرار گرفت و خطاب به كوفيان فرمود : « مردم ! من به سوى شما نيامدم مگر آنكه نامههاى دعوت شما و فرستادههايتان آمد كه ما رهبر نداريم ، به سوى ما بيا ، شايد به وسيلهء تو هدايت يافته بر محور حق گرد آييم . اينك من
--> ( 1 ) - نوشتهاند : نُعمان بن منذر براى شكار بدين كوه مىرفته است . « ر . ك . مقتل الحسين ، مقرم ، ص 214 ، پاورقى . » ( 2 ) - ر . ك . الارشاد ، ص 223 - 224 و بحارالانوار ، ج 44 ، ص 376 . ( 3 ) - همان .